آقا جون منتظرم ... - عروج







+ آقا جون منتظرم ...

 


بسم رب المهدی ( عج )


به نام آنکه صبر داد تا منتظرت باشم.


حدیث دل سپردن


مولایم کدامین جمعه می آیی ؟


وقتی جمعه فرا می رسد، انگار حس غریبی در دلم به انتظار می نشیند و چشمانم  را به شوق دیدن یار باز می کند ... .


 ای آقای من وقتی که جمعه فرا می رسد دلم می خواهد با پای پیاده همراه نسیم تا حریم زیبایت ، همان جمکران عاشق و مقدست بیایم ، قطره های اشک را بر پهنه ی صورتم بنشانم و تو را همانند عاشقان فریاد بزنم .


ای مهدی ...


 تو ای مسیحای وجود ...


 دیگر در فراق تو دل هایمان آرام و قرار ندارد . تو با من بگو ای خوش بو ترین گل نرگس کی می آیی ؟


که مژده ی آمدنت را جهانیان بدانند.


ای مولا ...


آیا می شود امشب شاهد شکوه قامت زیبایت باشم و نغمه ی عشقت طنین انداز دل های خسته و تاریک ما باشد و تو را همانند رخساره ی ماه بر خواب چشمانمان تماشا کنیم و صبا بوی آمدن تو را برایمان به ارمغان آورد ؟


تو ای آقای من ...


 ای مهربان من ...


 ای مرهم دل های شکسته و ای شفا بخش چشمان خسته ، بگو کجایی و کدامین جمعه می آیی؟یا مهدی


 


 


مطلب به نقل از دوست عزیزم ( ب.ف.م)                     


 



+ صبح جمعه

 


صبح جمعه بود .


مثل همیشه با صدای اذان از جا برخاست . به اطرافش نگاه کرد و بعد ...


آرام آرام ابر چشمان زیبایش شروع به باریدن کرد و با صدایی لرزان گفت :


-          آقا جون  ... ! ... آقا جون ... ! ...


-          چرا نیومدی ؟!


صورتش خیس اشک بود ...


از جا بر خاست ...


آب بر صورتش ریخت و بر دست های کوچکش ...


سجاده ای سبز ...


چادری سفید ...


الله اکبر ...


بوی گل یاس فضای اتاق را پر کرده بود و نوری سبز ...


اشک از چشمان زیبایش فرو می ریخت و بر لبان خشکیده اش فرو می نشست ...


دست های کوچکش را بالا برد ... بالای بالا ...


-          خدا جون ... خدای مهربونم ... تا کی باید منتظر آقا بمونم ؟ تا کی ؟


-          خدا جون ... آقا دلش گرفته ! ... از این همه دو رنگی . از این همه سیاهی ...


-          خدا جونم سلامتی آقا رو از تو می خوام ... یه موقع مریض نشه !!!

دخترک